محمد بن زكريا الرازي
94
كتاب الجدري والحصبة ( آبله و سرخك ) ( فارسى )
نكات و ملاحظات و حواشى و موضوعات از قلم افتاده 1 - در فصل اول صفحه سى و پنج سطر سوم : رازى معتقد بوده كه جالينوس علاوه بر آنكه از بيمارى آبله اطلاع داشته در كتاب قاطاجانس « از مرهمى توصيف نموده و گفته است : « مرهم مزبور براى فلان نبض و فلان مرض و براى آبله نافع است » . عده از مطلعين و محققان را عقيده آن است كه آبله ( يا اطلاع از اين بيمارى ) در خاورميانه قديم نيست . اين نظر چندان صحيح نمىآيد براى آنكه اين بيمارى از دوران خيلى قديم در خاورميانه وجود داشته و بموجب تحقيقات محققين سازمان بهداشت جهانى « اين بيمارى به همان اندازه قديمى است كه آفرينش كوهها ، و آثارى كه بر صورت رامسس پنجم سلطان مصر است در نتيجه آبله مىباشد » ( روز بهداشت جهانى هفتم آوريل 1965 - قسمت پنجم درباره آبله چنين اظهارنظر نموده است : « As old as the hills » . در صفحه سى و ششم بند اول : رازى درباره بيمارى آبله از قول جالينوس مىگويد : « باقيمانده غذاها كه تبديل به خون نگرديده در اعضاء مىماند و متعفن شده و بمرور بر حرارت آن افزوده مىگردد تا آنكه سرخى و دانه آبله و ساعيه توليد نمايد » و در بند دوم و سوم در همين صفحه تحقيقى نسبتة متمتع درباره آبله نموده است . آنگاه تا آخر فصل رازى شخصا نظرات خود را درباره علت و سبب بروز آبله تشريح مىنمايد كه از تمام آنها چنين مستفاد مىگردد : « كه رازى انتقال بيمارى آبله را توسط عاملى از راه خون مىدانسته است » . اين مطلب را يكى از دانشمندان انگليسى متخصص در تاريخ طب بنام چارلز گرين كمستون ( Charles Greene Cumston ) در كتاب تاريخ خود چنين استنباط نموده است : « . . . . حال اگر اين عقيده را با علت امروزى مطالعه نمائيم و بجاى مخمر